خود خودم




















Blog . Profile . Archive . Email  


خود خودم

من خودمم اگه تو هم خودت باشی

super junior-bonamana (japanese version)

 

نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1390,ساعت 21:28 توسط محدثه| |

If You Love Me More

آهنگ خیلی خوبیه با صدای رایووک امیدوارم خوشتون بیاد



 

 

نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1390برچسب:رایووک,سوجو,سوپر جونیور,ساعت 21:4 توسط محدثه| |

 

Warrior Baek Dong Soo Ost_For One Day-Yesung  Super Junior

آهنگ زمینه ی فیلم "یک روز"(one day) که کاری از یسونگ از گروه سوپر جونیوره

دانلود کن

حجم فایل:11مگابایت

 

نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390برچسب:یسونگ,سوجو,سوپر جونیور,یک روز,one day,yesung,suju,super junior,DL,ساعت 21:21 توسط محدثه| |

fly

Super Junior KRY - Fly
سایز فابل:3 مگابایت
آهنگ پرواز از زیر گروه کی آر وای سوپر جونیور(کیوهیون ، رایووک ، یسونگ)

نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390برچسب:super junior,سوپر جونیور,پرواز,fly,دانلود آهنگ,ساعت 21:8 توسط محدثه| |

زنگ تفریح رفته بودم پیش تجربیا میدونی که تعداد ما خیلی کمه خوش نمیگذه!آره رفته بودم اونجا خوش باشیم یهو یامور(معرفی:نمیدونم چطور ولی دوست دخترم حساب میشه:D) پرید جلوم

-سلام محی چطوری خوبی؟برا شمام قرص آهن آوردن؟[با نیش کاملا باز!و یک لیوان به دست]

-آ....

در همین هنگام لیوان آب خالی شد رو سرم! البته به دست شخص شخیص ایشون! منم عین این آدمای بهت زده با سر و صورت خیس همینجوری در حال گفتن"آ"موندم اونجا. در همین هنگام یامور و چند تا از بچه ها بدو بدو از کلاس رفتن بیرون! بعد از حدود 5 ثانیه به خودم اومدم!(سرعت لودم اومده پایین!)

خوب الا مثلا به خودم اومدم:

-ببخشید چی شد؟![در حال پاک کردن سر و صورتم]

یکی:همین الان یه لیوان آب ریخت روت=))

-i see!

از کلاسشون زدم بیروم در تعقیب مجرم!(یامور)و پس از 30 ثانیه تو حیاط مدرسه پیداش کردم! و با چنان سرعت عملی بهش حمله کردم که... دو ثانیه بعد رو برفا داشتیم غلت میخوردیم! کلی برف ریختم رو صورتش!(البته اون وسطا یکی داشت سعی میکرد برف بریزه تو لباسم!)و کلی با گوله برفی زدمش!آخ جات خالی خیلی کیف داشت!در ضمن باید بگم که ایشون خیلی قلقلکین! و من کلی قلقلکش دادم در حدی که نمیتونست نفس بکشه!=)) بعد تظاهر کردم که بیخیالش شدم و رفتیم بالا و دوباره...

والا فقط رو من آب نریخته بود که! رو سحر دو لیوان ریخته بود در واقع پاشیده بود تو صورتش! سحرم لیوان به دست دنبالش بود=))وسط ان شلوغی پگول داشت موعظه میکرد میگم دختر خودتو بکش کنار این آدم بشو نیست که پگول بی بخاره و فک میکنه خیلی متین و از این جور چیزاس دیگه! سحر آبو ریخت ولی به جای یامور رو سر پگول خالی شد=))وحالا شاهد خشم پگاه هستیم: لیوان به دست و پر از آب کف اونیکی دستشم پر آب میکنی بعد از کلی کلنجار رفتن سحر رو خیس میکنه و در همون لحظه لیوان رو روی یامور خالی میکنه! البته من کمکش نمیکردم عمرا نمیتونست این کارو بکنه=))

اه این یامور هی جمله های منو میدزده همزمان با من حرف میزنه عین من برخورد میکنه رفتاراشم شبیه من میکنه همش از من تقلید میکنه:D

حرف دلم همین بود دیگه:D

نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:آب بازی,زمستان,ساعت 23:37 توسط محدثه| |

اول اول اولش سلام میکنم

 

از بچگی بهم یاد دادن اول سلام!

خوب جونم براتون بگه که نمیدونم چرا این وب رو زدم ولی خوب خیلی وقته زدم و فک کنم بعد از یه سال دارم اولین پستم رو ارسال میکنم نمیدونم چی قراره توش بزارم

خاطراتم موزیک شعر عکس علایق روزم یه... خلاصه که نمیدونم ولی هر وقت احساس کنم حوصله دارم آپش میکنم

الان حوصله داشتم دیگه!

نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390,ساعت 21:50 توسط محدثه| |


Power By: LoxBlog.Com